تبلیغات
اگه میخوای زیاد بخندی درست اومدی


اگه میخوای زیاد بخندی درست اومدی


پنجشنبه 7 مهر 1384
یه روز تو اخبار به زنا میگن شوهراتونو بفرستید برای کمک به بوسنی زنا به شوهراشون میگن برید ولی قبول نمیکنن برای همین زنها تصمیم میگیرن برن بر علیه شوهراشون تظاهرات کنند در تظاهرات میگن: یا که میرید به بوسنی یا شب جمعه کس نیست

مردا میگن: ما نمیریم به بوسنی به کیرمون که کس نیست



به یه نفر گفتن چه وقتی خیلی ضایع شدی گفت:یه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بیا خونه خالیه!! منم خوشحال شدم رفتم. در و که باز کردم دیدم کسی نیست! دختر خالم گفت: من میرم تو اتاق تو هم 5 دقیقه دیگه بیا تو!! منم 5 دقیقه بعد رفتم تو دیدم همه میگن تولد نولد تولدت مبارک. بعد به طرف میگن خب چه ربطی داشت! میگه: اخه لخت رفته بودم تو





سه نفر کل گذاشته بودن سر پستونای زنشون!اولی میگه:پستونای زن من اندازه خربزهست دومی میگه پستونای زن من اندازه ی هندونست سومی میگه با با اینا که چیزی نیست من وقتی کرست زنم رو میبرم خشک شویی یارو میگه: چتر نجات قبول نمیکنیم



به تركه میگن: نظرت در باره كیر چیه؟ میگه: والله نمیدونم، باید بشینم روش فكر كنم





تهرونیه خوابیده بوده كنار زنش، یهو هوس كار خیر میكنه و شروع میكنه آروم آروم با پر و پاچة حاج خانوم ور رفتن. زنش پشتش رو میكنه بهش، میگه: رامین بیخود فكرای الكی نكن... فردا باید برم دكتر زنان، اونجام باید تمیز باشه! تهرونیه میخوره تو پرش، یكم واسه خودش چرت میزنه، بعد یهو خوشحال بلند میشه، به زنش میگه: شقایق جون، فردا وقت دندون‌پزشكی كه نداری؟؟؟؟



تركه داروخونه میزنه،‌ رو درش می‌نویسه: فروش نوار بهداشتی با نصب در محل



تركه میره دكتر میگه: آقای دكتر تخمم درد میكنه، دكتر دست میزنه میگه: الان چه احساسی داری؟ میگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده

یه ترکه میره داروخونه میگه اقا یزید دارین! میگه یزید چیه؟!!ما یزید نداریم.ترکه میگه همونی که می زارن سر اونجاشون دیگه!!!!!مرده میگه با با اسمه اون که کاندومه با با!!ترکه میگه ایلده من نیمیدونم هر چی جلوی اب و بگیره یزید دیگه!!





مزاحمه زنگ میزنه خونة یه تركه، میگه: ببخشید گوشی دستتونه؟ یارو میگه: بعله. میگه: خوب پس بیزحمت بكنیدش تو كونتون! تركه شاكی میشه و قطع میكنه. سه چهار ساعت بعد باز مزاحمه زنگ میزنه همون خونه، میگه: ببخشید گوشی دستتونه؟ تركه میاد تیز بازی در بیاره، میگه: نه! مزاحمه با صدای متجب میگه: اِااِ... یعنی هنوز تو كونتونه؟ !!!!



یه معلمه رفته بوده دستشویی دانش آموزا، یهو یك گوز گوش خراش ازش در میره! یه پسره تخس، تازه اومده بوده تو دستشویی، شروع میكنه لگد زدن به در كه: آی كس كش مادر قحبه، تو كلاس چندمی؟! معلمه از ترس آبروریزی صداش در نمیاد، ولی یارو ول كن نبوده و همینجور میكوبیده به در و خوار مادر معلمه رو دور ه میكرده! آخر معلمه، صداشو نازك میكنه، میگه: من كلاس دومم. شاگرده با لگد محكم میكوبه به در، میگه: گه خوردی مادر قحبه! گوزی كه تو دادی، از مال كلاس پنجمی ها هم گنده تر بود





عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشی باز میكنن، رو تابلوش مینویسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ .... محصولی از كون مرغ



از تركه میپرسن اسم زنت چیه؟ میگه اسمش میناس، من مین صداش میكنم مردم نپرن روش!!!



یه مسیحیه با یه تركه قرار میزارن زن همدیگر رو بكنن! تركه به زنش میگه: یارو كه اومد اتاق بهش بگو یا عیسی مسیح ! طرف پشیمون میشه! زنه همین كار رو میكنه و مسحیه پشیمون میشه!

از اون طرف مسیحیه به زنش میگه هر وقت تركه اومد تو اتاق بهش بگو یا علی! طرف شرمنده میشه نمیكنه! تركه میره تو اتاق زن مسیحیه زنه میگه یا علی! تركه شلوارشو در میاره میگه : علی یارت! لنگو بده بالا!!!!!!!!!



یارو با زنش قرار داشته كه هر وقت هوای سانفرانسیسكو كرده بودم، میگم: ماشین لباسشویی رو رو روشن كن، لباس چرك دارم. یه روز مرده میخواسته یه حالی بكنه، به بچشون میگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه میره و بر میگرده، میگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از یك مدتی مرده به بچه میگه برو بگو كلی لباس چرك دارم، اون ماشین لباس شویی رو روشن كن. بازم بچه میاد میگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از یه مدتی، زنه به بچه میگه: برو به بابات بگو اگه میخواد لباساشو بیاره، ماشین لباس شویی رو روشن كنم. بچه میره و برمیگرده، میگه بابا گفت: نمیخواد با دست شستم!!

تركه عروسی میكنه، هفتة بعد دست خانوم رو میگیره میبره دكتر، میگه: اقای دكتر ما بچه دار نمیشیم!! دكتره میپرسه: چند وقته ازدواج كردین؟ تركه میگه: یك هفتهست!! دكتره شاكی میشه، میگه: داداش من، این كُسه مایكرووِیو كه نیست!!!



قاضی به شاهد كه یه ترك بود میگه: لطفا" برید تو جایگاه شهود و كتاب انجیل رو بگیرید دستتون و قسم بخورید كه راست میگین. تركه میره جایگاه شهود و انجیل رو میگیره دستش و بلند میگه: این تو كون آدم دروغگو!!!!!!!!



مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع می‌كنه، میگه: دیشب یه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه میگن: وااای... یكی میگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه میگه: اینطور كه فهمیدیم این مرده رفته بوده تو اتاق یكی از دخترا. همه میگن: وااااای... یكی میگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه میگه: تازه، یه كاپوت هم پیدا شده. باز همه میگن: واااااای... یكی میگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه میده: ولی گویا اون كاپوت سوراخ بوده. همه میگن: هه هه هه... یكی میگه: وااااای



تركه با خانومش میره پیش دكتر. میگه: آقای دكتر من یه مشكلی دارم، روم نمیشه بگم. دكتره میگه: عزیزم بگو، مسئله ای نیست. تركه میگه: آقای دكتر من بلد نیستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره میگه: بابا این كه كاری نداره، خوب خانوم می‌خوابند زیر، شما می‌خوابی رو، بعد هم شما آالت تناسلیت رو می‌كنی تو آلت تناسلی خانوم. تركه میگه: آقای دكتر من این چیزا رو نمی‌فهمم. اگه میشه شما یه بار اینكارو انجام بدید، من ببینم یاد بگیرم. دكتره میگه: باشه و زنه رو می‌خوابونه رو تخت، لباساش رو در میاره،‌ تا دسته می‌كنه. كارش كه تموم میشه، تركه میگه: آقای دكتر اگه میشه بگذارید منم یه بار امتحان كنم ببینید خوب یاد گرفتم یا نه. خلاصه تركه هم میفته رو زنه واساساً‌ ترتیبشو میده. قضیه می‌گذره، تا بعد از یكی دوهفته،‌ باز دكتره می‌بینه تركه و زنش اومدن تو مطب. می‌پرسه: ‌دوباره مشكلی پیش اومده؟ تركه میگه: والله آقای دكتر، می‌بخشید،‌ بنده شرمندم. من اونكاری كه شما اون سری یادم دادید رو یادم رفته! اگه میشه یك بار دیگه نشونم بدید. باز دكتره یك دست اساسی ترتیب زنه رو میده و بعدش دوباره تركه امتحان می‌كنه ببینه یاد گرفته یا نه! خلاصه این قضیه چند هفته پشت سر هم تكرار میشه. یك روز دكتره و رفیقش داشتن از خیابون رد میشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خیابون میبینن. دكتره به رفیقش میگه: اون یارو رو میبینی؟ ازون تركای خره! هر هفته زنشو میاره مطب ما می كنیم! تركه هم به دوستش میگه: اون یارو دكتره رو میبینی؟ خیلی پخمست! هروقت خانوم بلند می كنیم مكان نداریم، ‌می بریم مطب این می كنیم



زنه میره پرنده فروشی، میگه: من یك طوطی باهوش میخوام. یارو میبردش جلوی یك قفس، میگه: خانم این باهوش ترین طوطیه كه من تاحالا دیدیم. زنه به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم! زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه، تو چی میگی؟! طوطیه میگه: میگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر میخوره و میگه: واه! چه طوطیه بی ادبی! من اینو نمیخوام! یارو فروشندهه میگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشین. من دو هفته باهاش كار میكنم، اخلاقش درست میشه. خلاصه زنه دو هفته بعد میاد، به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم. زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه تو چی میگی؟! میگه: میگم سلا م خانم. خوش اومدین آقا! زنه میگه: اگه با دو تا آقا بیام چی؟! طوطیه میگه: سلام خانم،‌ خوش آمدین آقایون! زنه میگه: اگه با سه تا آقا بیام چی؟! باز طوطی همونو میگه. خلاصه همینجور تعداد آقایون زیاد میشه تا میرسن به شیش تا آقا. یهو طوطیه شاكی میشه، برمیگرده به فروشنده میگه: ببین محمود آقا! نگفتم خانم جندست



شمالیه یك پول قلنبه میاد دستش، تصمیم میگیره یك كاسبی اساسی راه بندازه. خلاصه میره سی ملیون تومن شورت زنونه میخره، بار تریلی میكنه میبره تهرون، شروع میكنه فروختن، و بعد یك مدت كارش اساسی میگیره. بعد از دو سه ماه، زنگ میزنه به زنش میگه: خانم جان، پاشو بیا اینجا ببین من با اینهمه شورت چه غوغایی كردم! زنش میگه: هنر كردی! تو پاشو بیا اینجا ببین من اینجا بدون شورت چه غوفایی كردم



یه تركه مغازه سوتین فروشی زد بعد از مدت كمی

مغازش رو تعطیل كردند

روی شیشه مغازش زده بود : " با نصب رایگان



یه روز یه زنه صداش نازك بوده میره دكتر واز دكتره دوائی می خواد تا صداش كلفت بشه دكتره یه نسخه نوشت وبه زنه گفت:خانم این دارو یه كم عوارض جانبی داره.زنه گفت:اشكالی نداره بعد از یه ماه زنه میره پیش دكتره وگفت: آقای دكتر صدایم كلفت شد.خیلی ممنون. دكتر گفت دارو هیچ عوارضی نداشت؟ زنه گفت: بله آقای دكتر.كمی سینه ام مو درآورده.كه اونهم به تخمم




نوشته شده توسط پیمان در پنجشنبه 7 مهر 1384 و ساعت 11:09 ق.ظ

پنجشنبه 7 مهر 1384

به ترکه میگن: اگه یک کامیون طلا بهت بدن چیكار میکنی؟ میگه: ایلده یکلام 2500 میگیریم‌ خالی میکنیم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۲-تركه رو داشتن میبردن اتاق عمل، ازش میپرسن: همراه داری؟ میگه: آره، خاموشش كردم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۳-ترکه زنشو می کشه  میره مرحله بعد !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میافته تو دره، Game Over میشه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه یك سكه میندازه هوا، شیر میاد، فرار میكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میخوره زمین، ...هوا میره، نمیدونی تا كجا میره!!!!!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 تركه پشتش میخواریده، هركار میكرده دستش نمیرسیده.... میره رو صندلی!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 از تركه میپرسن: چرا ترك شدی؟ میگه: ایلده نمره منفی داشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 تركه به رحمت خدا یك دونه موهم تو كلش نبوده. یك روز میره سلمونی، ملت همه پوزخند میزنن، میگه: چیه؟ اومدم آب بخورم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 تركه میرسه به یه هیئت, از یكی جلو در میپرسه, آقا اینها این تو چی كار میكنن؟ یارو میگه: اینها ده روز سینه میزنن! تركه میگه: ای بابا, ایلده كنترات بده 3 روزه میزنیم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 اصفهونیه و رشتیه و تركه با هم یكجا كار میكردن. یك روز ساعت ناهار, اصفهونیه ظرف غذاشو باز میكنه، میبینه قورمه‌سبزیه, میگه: ااای بازم قرمه سبزیِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزی باشه، من خودمو از این برج پرت میكنم پایین! بعد رشتیه ظرف غذاشو باز میكنه، میبینه كله ماهی داره .. اونم شاكی میشه، میگه: ااووو! اگه فردام همین باشه منم خودمو پرت میكنم پایین! آخری تركه ظرف غذا رو باز میكنه، كوفته داره.. حالش به هم میخوره، میگه: ایلده اگه منم این ظرفو فردا باز كنم ببینم كوفته‌س.. خودمو پرت میكنم پایین! خلاصه فردا سه نفری میان سر كار و در غذاها رو باز میكنند و از قضا هر سه تا تكراری بوده، اینها هم خودشون رو پرت میكنند پایین! باری، پلیس میاد واسه تحقیقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو میگیره كه نقصیر شماهاست! زن اصفهونیه میگه: جناب سروان من نمیدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزی درست میكردم میخورد غر نمیزد! زن رشتیه میگه: اووو! تو رشت همه كله ماهی میخورن، من روحمم خبر نداشت این دوست نداره. زن تركه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونة مادرم بودم, این خودش واسه خودش غذا درست میكرد!!!

تركه تولدش رو تو یه مدرسه برگزار می كنه!
بهش می گن : چرا تو مدرسه؟!
می گه : آخه خیلی كلاس داره!!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه می گن : پیامبر كی به رسالت رسید ؟
می گه : نمی دونم من سیدخندان پیاده شدم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه می خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!
 

از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اینکه کشتیها از زیرش رد بشن !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به ترکه می گن برو یه کیهان (روزنامه) بخر.ده دقیقه بعد با یه خر بر می گرده!
می گن این چیه رفتی گرفتی؟!
می گه کیهان نداشت همشهری گرفتم !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه با رشتیه دعواش می شه.یه چک می خوابونه زیر گوشش!
رشتیه هم غیرتی می شه و می گه:(( یا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمین!
ترکه پا می شه و می گه:
((( این خیلی نا مردیه! ۶ نفر به یه نفر!!! )))
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

یه روز یه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.یکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : این که خر نیست بابا غازه!!!
یارو گفت : کی با تو بود؟! با این غازه بودم!!!

تركه می افته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میكنیم باهاش قایق درست میكنیم.
تركه هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شكمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میكنم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

یه جایی جشن بوده، تركه همینجوری میره تو و شروع میكنه به رقصیدن و بخور بخور. یكی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو كی دعوت كرده؟
تركه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی كه ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. تركه میگه: مِریه؟ میگه: نه. تركه میگه: جاندارمریه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، تركه تماشا می‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون میدن، تركه شاكی میشه، میگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگیردش!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره كله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كفترشو گم میكنه ، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیو!!


~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با كُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند: واسه چی تو خونه كت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن: پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میخواسته خودكشی كنه یه تیر به مغز خودش شلیك میكنه، نیم ساعت بعد میمیره! از همه دنیا دانشمندا جمع می‌شن كه ببینید قضیه این چی بوده، ‌بعد از دوسال تحقیق می‌فهمند كه تیره تو این مدت داشته دنبال مغزیارو میگشته!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گیرش نمیاد كمپوت می‌بره!!!



~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

یه یارو میره زیر غلطك، تركه میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز وباریك. تركه میگه: حالا دیگه صاف وپهنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه میگن اگه همه دنیا رو بهت بدن چی كار میكنی؟‌ میگه: میفروشم میرم خارج!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه میگن با رضا جمله بساز، میگه: من و حسن و حسین رفتیم پارك. میگن: پس رضاش كو؟ میگه: آخه رضا كارداشت، نیومد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته خاطره تعریف میكرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خیلی بود!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یك بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یك بود بید!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

عربه با دو تا خیار در دست میره توی یك بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولك بی زحمت این دوتا رو هم بشور!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

یك بنده خدایی كله‌ش عین كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه این بابا میره سلمونی، یارو ازش میپرسه: چه مدلی بزنم قربان؟ میگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تی بكش!!!
تركه میره تو یخچال درو رو خودش میبنده! بهش میگن چیكار میكنی مرد مؤمن؟ میگه: ایلده میخوام ببینم این چراغش واقعاٌ خاموش میشه یا نه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سرطان داشته، میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجرة فولادی و كلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یك ساعت خبر میرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه یك كم دست و پا میزنه، بعدِ یك مدت داد میزنه: یا حضرت ابولفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره بقالی، میگه: آقا نوشابه خانواده دارین؟ یارو میگه: بعله. میگه: به مجرد هم میدین؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت كوچیكشو نشون میده، میگه: هفت تا!! ملت كف میكنن، میگن: بابا این كه فقط یكیه! میگه: آخه دادم mp3ش كردن!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ساندویچ‌فروشی داشته، ‌یك روز یك بابایی میاد میگه: ‌قربون یك ككتل بده، ‌فقط بی‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه میگه: آقا امروز گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه میگن چند تا بچه داری ؟ میگه 2 تا . می‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!‌

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه میگن: چند تا حیوون نام ببر كه پرواز كنه. میگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر!
بهش میگن: بابا خر كه پرواز نمیكنه!
میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كنار یه چاهی وایساده بوده، هی میگفته:‌ سیزده،..سیزده،..سیزده.. یكی از اونجا رد میشده، می‌پرسه: ببخشید قربان، می‌تونم بپرسم دارید چیكار می‌كنید؟ تركه یقه یارو رو میگیره، پرتش می‌كنه تو چاه، میگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

اردبیل زلزله میاد،‌ تركه زنگ میزنه مسئولیتش رو بر عهده میگیره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دوتا دزد می‌گیره، زنگ می‌زنه به 220!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از یكی میپرسه قبله كدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، تركه میگه:‌ باید خیلی برم؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ‌ای بابا، من كه ازینا چهارتا دارم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه میپرسن آرزوت چیه؟
میگه:‌ كاشكی تبریز پایتخت بود! میگن: چرا؟!
میگه: آخه اون وقت به مامیگفتن بچه تهرون!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن كم میاره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه چراغ جادو پیدا میكنه، دست میكشه روش غولش در میاد میگه: ‌دو تا آرزو بكن.
تركه میگه: یه نوشابه خنك میخوام كه هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، تركه یكم میخوره میگه: ‌به به! چقدر خنكه! یكی دیگه هم بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه جلوی پمپ بنزین داشته سیگار میكشیده، بهش میگن: جلوی پمپ بنزین سیگار نكش.
میگه: هه هه! من جلوی بابام هم سیگار میكشم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟!
یارو میگه: نه. تركه میگه: پس من میخونم یادداشت كنین!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دانشمندان یه دستگاه خر سنج میسازن، از یك رشتیه و عربه و تركه هم دعوت می‌كنند كه دستگاهو روشون آزمایش كنند. اول رو رشتیه آزمایش می‌كنند،
میگه:‌ پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمایشش می‌كنند، میگه: نود و پنج درصد خر!
تركه خوشحال میشه میگه:‌ خوبه اینا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه میشه، دستگاه میگه: صد رحمت به خر!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه.
میپرسه: تو جیب جا میشه؟ تركه كلی فكر میكنه، بعد میگه:‌ تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره حرم امام رضا، میگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدی، ضامن من یابو هم بشو!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار اتوبوس میشه، میره یك گوشه وامیسته. راننده بهش میگه: آقا این همه صندلی خالی، چرا نمیشینی؟
تركه میگه: حالا صبر كن، دو دقیقه دیگه همین یك ذره جا هم پیدا نمیشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو مانور شركت میكنه، اسیر میشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه میپرسن شما تهرانی هستین؟ میگه: نه چشماتون قشنگ میبینه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو جزیره آدم‌خورا یك بابایی میره ساندویچ فروشی، یك ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یك تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاكی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، كلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاك شاكی میشه و ساندویچ رو می‌كوبه رو میز داد میزنه: بی انصاف!‌ این چه مسخره بازیه دراوردی؟!! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یكی مغز تركه،‌ باید 100 تا كله بشكنیم تا ازش یك ساندویچ دربیاد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به یك تركه میگن: 2*2 چند می شه؟ میگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا میشه!
میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زمین میخوره، برای اینكه سه نشه تا خونه سینه خیز میره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با پسرش رفته بوده دزدی، پاسبونه می‌بینتشون. دوتایی میزنند به چاك، پاسبونه هم می‌گذاره دنبالشون و داد میزنه: كره خر!‌ واستا!!
پسر تركه وامیسته میگه: بابا منو شناسایی كردن، تو برو!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره شكار خرگوش، صدای هویج در میاره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟
رفیقش میگه: آره!‌ میگه: پس گحط كن دوباره میگیرم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی زدند. زن تركه وقتی شب میره بخوابه، یك یادداشت برای تركه می گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بیدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می بینه تركه براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت شیشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه میگن: با ابریشم جمله بساز، میگه: هوا ابریشم خوبه!
تركه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو تبریز حكومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه كه تو اینجا كشیك بده، از هفت شب به بعد هركیو تو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش كه تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یك بدبختی رو كشته! داد میزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه میگه: ایلده قربان این یك آدرسی پرسید كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیكرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ادعای میغمبری میكرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری كه نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه تركه میره، دو روز بعد با دست و پای شكسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟!
تركه میگه: ایلده ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه بیهوا میاد تو اتاق، خفه میشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

یك سری از دانشمندا داشتن روی مغز آدم تحقیق میكردند، یك ریاضی دان را انتخاب می كنند و بهش میگن از یك تا پنج بشمر، اون هم سریع شروع میكنه به شمردن: یك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحیش میكنند و نصف مغزش را در میارن، و دوباره میگن بشمر، اینبار یكم كندتر میشمره : یك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحی میكنند و یك چهارم دیگش را در میارن و میگن بشمر، یارو آروم آروم میشمره: یك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكی میشن، این سری جراحی میكنند، كل مغز یارو رو درمیارن! وقتی بهوش میاد، بهش میگن بشمر، یارو میگه: بیر...ایكی...اوچ...دورد...بش....التی....یدی!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دنبال دزد میكنه، از دزده جلو میزنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه خودكارش تموم میشه، ترك تحصیل میكنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه پسرشو میگذاره دانشكده افسری، رفیقاش بهش میگن: بابا اینكه درسش خوب بود، میگذاشتی دكتری، مهندسی چیزی میشد،
تركه میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم كلانتری باز كنیم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه صبح از در خونه میاد بیرون، میبینه سر كوچه یك پوست موز افتاده، با خودش میگه: ای داد بیداد، باز امروز قراره یك زمینی بخوریم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: 2000 تومن. تركه یكم بالا پایین میكنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: 1000 تومن. باز تركه یوخده با پولای جیبش ور میره، میگه: پیتزا كوچیك چنده؟ یارو میگه: 700 تومن.
تركه دست میكنه تو جیبش یك صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یك جعبه اضافه به ما بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه میپرسن: ببخشید ساعت چنده؟ میگه: والله تقریباٌ سه و خورده ای. میپرسن: ببخشید، دقیقاٌ چنده؟
میگه: دقیقاٌ هفت و سی و یك دقیقه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با كایت میكوبه به ساختمون بانك كشاورزی، 730 نفر كشته میشن! ...البته از خنده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از طبقه صدم یه ساختمون می‌پره پایین، به طبقه پنجاهم كه میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش كه بخیر گذشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره واسه تلفن همراه ثبت نام میكنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. تركه هم رو كمربندش مینویسه: به زودی دراین مكان یك موبایل نصب خواهد شد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه میكردن، دادستان میگه: سنگدل‌! تو وقتی داشتی زنت رو میكشتی، ندای وجدانت رو نشنیدی؟!‌
تركه میگه: نه والله! بس كه این زنیكه جیغ و داد میكرد مگه میذاشت ما چیزی بشنویم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه میپرسن بنفش چه رنگیه؟ میگه: قرمز دیدی؟! آبیش!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته از تو جزیره آدم‌خورا رد میشده،‌ یهو میبینه آدم خورا محاصرش كردن. بیچاره جفت می‌كنه با حال زار میگه: ای خدا بدبخت شدم!‌ یهو یك صدایی از آسمون میاد: نترس بندة من، بدبخت نشدی! اون سنگ رو از جلوی پات بردار بكوب به سر رئیس قبیله. تركه خوشحال میشه،‌ سنگ رو میكوبه تو كلة ‌رئیس قبیله. رئیسِ قبیله جابه‌جا میمیره، باقی افراد قبیله شاكی میشن، نیزه به دست، شروع می‌كنن دویدن طرف تركه! یهو یك صدایی از آسمون میاد: خوب بندة من، حالا دیگه بدبخت شدی!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه یه تیكه یَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفكرانه بهش نگاه می كرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میكنی؟ تركه میگه: ایلده ازش آب میچیكه ولی معلوم نیست كجاش سوراخه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میخ میره تو پاش، نمیتونه درش بیاره،‌ كجش میكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه میگن یك معما بگو، میگه اون چیه كه زمستونا خونه رو گرم میكنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فكر میكنه جوابشو پیدا نمیكنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ تركه میگه بخاری! یارو كف می‌كنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میكنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می كنه؟ تركه میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است...
‌تركه میگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، دیگه چرا هی قسم میخوری؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دو تا بلوك سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاب‌كارش بهش میگه: احمق تو كه فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو كولت؟!
تركه میگه: ایلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، این میله‌هاش پشتم رو اذیت می كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه می خواسته گردو بشكنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره بقالی،‌ می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست!
میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!! (فرستنده: امیر22 )

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه میگن با خرچنگ جمله بساز، میگه:‌ كره خر چنگ نزن!







~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه هر روز زنگ یك كلیسا رو می‌زده و در می‌رفته. آخر پدر روحانی شاكی میشه،‌ یك روز پشت در كمین می‌كنه، تا تركه زنگ می‌زنه، ‌خرشو می‌گیره.
تركه حول میشه،‌ با تتپته میگه: ببخشید، ‌عیسی هست؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مهم میشه زیرش خط میكشن، تو امتحان هم میاد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبكی دوش میگیره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره!!!
از تركه میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟
میگه: یوم‌الله سیزده آبان!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتیل میرسه در خونه، هركار میكرده نمیتونسته كلید رو بكنه تو قفل در.
خلاصه اونقدر سر و صدا میكنه تا زنش بیدار میشه، ازون بالا داد میزئه: اصغر اقا كلید بندازم؟! تركه میگه: نه بابا كلید دارم، سوراخ بنداز!!!‌

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟!
یارو میگه: برای اینكه به نفر اول جایزه میدن.
تركه یوخده فكر میكنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه میپرسن: به نظر شما اگه آمریكا افغانستان و عربستان رو بگیره، به كره و چین هم حمله كنه تكلیف ایران چی میشه؟
تركه میگه: ایلده چی میشه نداره كه، ایران میره جام جهانی!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر.
باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از كجا بیارم؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دو تا تركه میرن سوراخ لایة اوزن رو بدوزن، خودشون میمونن اونور!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه میگن: بچه كجائی؟ میگه بچه U.S.A.! ملت هم كف میكنن میگن آخه چطور ممكنه؟ تركه میگه: ایلده بچهة یونجه‌زارهای سرسبزِ آذر بایجانم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میرسه سر یك صحنة تصادف، از یكی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده!! تركه میره تو فكر، بعد یك مدت یك بنده خدای دیگه میاد از تركه میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ تركه میگه: ایلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره كلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میكنن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

آرداواس بعد بیست سال از آمریكا برمیگرده ایران و یك ساندویچ فروش میزنه. روز اول، تركه میاد میگه: قربون دستت، یك ساندویچ سوسیس بده.
آرداواس كه هنوز خوب از حال و هوای دیار كفر درنیومده بوده، میپرسه: "تو گو" بدم؟
تركه شاكی میشه، میگه: نه مرتیكه، تو نون بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو یك شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یكجا كوه ریزش كرده، یك قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم كه آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین كه قطار واستاد، تركه یك نارنجك درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه تركه رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه كه: مرتیكة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟!
تركه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداكار و حسین فهمیده رو قاطی میكردم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو كه ضایع شه.
خلاصه مسابقه شروع میشه،
تركه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه: بابا این عجب خیار گنده‌ایه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بعد از عمری داریوش میاد ایران، اجرا زنده میگذاره تو استادیوم آزادی. خلاصه دیگه ملت داشتن خودشون رو خفه میكردن، داریوش هم میاد خیای حال بده، از ملت میپرسه: چی میخواین براتون بخونم؟ یك تركه ازون پشت داد میزنه: اِبـــی بـخـــون.. اِبـــی بـخـون!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه میرسن: اسمت چیه؟ میگه: حمزه، ولی توخونه شیش كوچولو صدام میكنن!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

(یوخده بریم تو نخ تریپ بیست‌ سوالی!) ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب برج ایفله، فقط تو زود نگو كه ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه،
تركه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه: ...ها! پس حتماٌ برج ایفله!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار هواپیما میشه، میشینه كنار دست یك پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یك مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شكلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از تركه میپرسه: شما چی؟ تركه میاد تریپ رفاقت بگذاره،
میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ماشین تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش! یهو تركه داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نكنید.. هیچ غلطی نمیتونه بكنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟
تركه میگه: ایلده من شمارشو برداشتم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی تركه قاط زده بوده، یك بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف كنه، تركه میگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!
دختره شاكی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.
تركه میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه میره دیسكو، همة پولاشو شاباش میده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به ترك میگن یه معما بگو،‌ میگه: اون چیه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه برای کمک به انتفاضه سنگ پست می کرده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

یه هواپیما تو قبرستون تبریز سقوط میكنه،
فردا رادیو تبریز میگه: شب گذشته یك فروند هواپیمای توپولوف در حومة شهر تبریز سقوط كرده و تا این لحظه 34513 جسد كشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سه تا ترك رفته بودن ایستگاه راه‌آهن، تا میرسن تو یهو قطار حركت میكنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو كی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یكیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میكنه دومی رو هم سوار میكنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و كوفته برمیگرده تو ایستگاه، یك بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته كردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حركت میكنه، وامیستادید با اون میرفتید. تركه نفس زنان میگه: ایلده منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم!!!
ارمنیه و تركه و رشتیه و اصفهانیه یك عمر رفیق بودن. باری، از بخت بد، ارمنیه مرحوم میشه، باقی رفقا هم میرن تشییع جنازش. رسم این ملت هم گویا این بوده كه هركدوم از نزدیكان باید دم آخری یك پولی مینداختن تو قبر. خلاصه اول تركه میره بالاسر قبر و كلی گریه زاری میكنه و آخر هم دست میكنه، ده تا هزاری میندازه تو قبر. بعد رشتیه میاد باز كلی آه و ناله میكنه و بعد هم دست میكنه ده تا هزاری میندازه تو قبر. آخری نوبت اصفهانیه میشه، میاد جلوی قبر كلی گریه زاری میكنه، آخرش هم با بغض میگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگیرم. بعد یك چك سی‌هزارتومنی می‌نویسه میندازه تو قبر، بیست‌هزارتومن بقیشو برمیداره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(شرمنده اگه تكراریه، حساب كتاب این جكها یوخده از دست ما در رفته!) بابای تركه تو مستراح سكته میكنه و مرحوم میشه. ازون به بعد، تركه تا میرفته تو توالت یهو حالش خراب میشده و های‌های میزده زیر گره. بعد از دو سه ماه، آخر یكی از رفیقاش شاكی میشه، بهش میگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جای گریه كردنه؟! تركه با بغض میگه: آخه اینجا بوی بابامو میده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه تو روزنامه یك آگهی استخدام میبینه كه: به یك مهندس كامپیوتر مجرب و باسابقه نیازمندیم. خلاصه فرداش كت شلوار میپوشه و اساساً تیپ میزنه و پامیشه میره واسه مصاحبه. اونجا یارو ازش میپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه میگه: ایلده من مدرك ندارم كه! یارو تعجب میكنه، میگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زیاده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار میكردین؟ تركه میگه: والله من شركت مركت بیل‌میرم! پدر مرحومم یك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار میكنم!! یارو شاكی میشه، میگه: مردك! تو اصلاٌ بلدی كامپیوتر رو روشن كنی؟! تركه میگه: والله نه!! مرده قاط میزنه، میپرسه: پس اومدی اینجا چه غلطی بكنی؟! تركه میگه: ایلده من فقط اومدم بگم كه دور من یكی رو باید خط بكشید!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه خوابش سنگین بوده، تختش میشكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازی میكرده، یهو جو میگیردش بچشو میخوره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه میگن میتونی با تویوتا پاجرو جمله بسازی؟
میگه: تویوتاكه گد گشیده، پاجیروفتی روی سینم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره مرغداری، جو میگیردش... تخم میكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره صدا و سیما تِست دوبلوری بده، خلاصه میشینه اون پشت و مسئول اونجا میگه شروع كن. تركه میگه:
پدر هانا: هانا بیا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بیا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بیا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكی میشه، میگه: برو بیرون آقا وقت مارو نگیر! تركه میگه: آخه چرا!؟ یارو میگه: مرتیكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه میگه: آقا تورو جون بچه‌هات یك فرصت دیگه به من بده.
خلاصه اونقدر التماس میكنه تا طرف راضی میشه. باز تركه میره پشت دستگاه، میگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بیا شامتو بخور!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میخواسته یك كبریت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچی میزده كبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید كبریتش خرابه! تركه میگه: نه بابا، ایلده همین پنج دقیقه پیش روشن شد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه میره خواستگاری، بابای دختره ازش میپرسه: شما شغلتون چیه؟ تركه میگه: قازی! باباهه حال میكنه، میگه: كدوم شعبه؟ تركه میگه: ایلده ایران قاز!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه میپرسن: میدونی فامیلی خدا چیه؟
میگه: نمیدونم، ولی به گمانم وكیلی باشه!!! (اگه جناب دوزاری مبارك نیافتاد، یك بار اسم و فامیل رو پشت هم بگید، شاید یك فرجی شد!)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه شاكی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟
تركه میگه: اصغرِ ان‌چهره!!
كارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش كنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ تركه میگه: اكبرِ ان‌چهره!!!

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خیرات میكرده. خلاصه هركی رد میشده، یك خرما برمیداشته و یك صلوات میفرستاده.
بعد یك مدت، یك بابایی دست میكنه یك مشت خرما برمیداره، تركه دستشو میگیره،
میگه: هوووی! چه خبره؟! یك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!
 

تركه میره خواستگاری، مادر- پدر دختره بهش جواب رد میدن، میگن دختر ما داره درس میخونه. تركه میگه: ایشكال نداره، من میرم دو ساعت دیگه برمیگردم!!!
 

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمی كه باید به شیطون سنگ بزنه، یهو سنگاش تموم میشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر میده!!
 

رفیق تركه ازش میپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودی؟
تركه میگه: والله امام رضا طلبید، با بر و بچه‌ها رفتیم شمال!!!




نوشته شده توسط پیمان در پنجشنبه 7 مهر 1384 و ساعت 11:09 ق.ظ

سه شنبه 25 مرداد 1384

ترکه شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ ترکه میگه: اصغرِ ان‌چهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ ترکه میگه: اکبرِ ان‌چهره!

ترکه پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره!

 از ترکه میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یوم‌الله سیزده آبان!

ترکه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. ترکه یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان مسئول مملکت خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. ترکه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رئیس جمهور چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. ترکه میگه: ببخشید ولی آقای وزیر چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!

ترکه تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. ترکه شاکی میشه، داد میزنه: ساکت.. ساکت... یلده دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!

ترکه میرسه سر یک صحنة تصادف، از یکی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده! ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت یک بنده خدای دیگه میاد از ترکه میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ ترکه میگه: یلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!

ترکه زنگ میزنه فلسطین، میبینه اشغاله!

ترکه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟!

ترکه میمیره، باباش رضایت نمیده!

از ترکه میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ ترکه میگه: یلده چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی!

از ترکه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ ترکه انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!

به ترکه میگن: بچه کجائی؟ میگه بچه U.S.A.! ملت هم کف میکنن میگن آخه چطور ممکنه؟ ترکه میگه: یلده بچهة یونجه‌زارهی سرسبزِ آذر بیجانم!

ترکه داشته جلو دو سه تا دختر افه میومده، یهو تلنگش در میره. واسه اینکه ضایع نشه، دستشو میگذاره بغل دهنش، داد میزنه: گـــــــوزیـــــــه... گوووووز!




نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه 25 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ

سه شنبه 25 مرداد 1384

لره داروخونه داشته یه روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کشه جدید رسید!! خلاصه بعد یه مدت یه بابای میاد تو  میگه: ببخسید جناب جریان این سوسک کش چیه؟ این خونه ما رو سوسک سر گرفته لره میگه: این سوسک کشه جدیده بازدهیشم خیلی بالاست!.شما این دارو رو میریزید توی قطره چکون بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید در روز سه نوبت(صبح-ظهر-شب) تو هر چشش دو قطره از این میچکونید! بعد از یه مدتی سوکسها کور میشن وخودشون از گشنگی میمیرن!! یارو کف میکنه میگه: خب اخه اگه سوسکها رو بگیرم که در جا میکشمشون!لره میره تو فکر بعد یه مدت میگه: اره خب از اون راهم میشه!!!!

 

لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو بهم میکشیده! ازش میپرسن واسه چی اینقد محکم وضو میگیری؟ ترکه میگه: چنی ارم وضو میگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!

 

از یه لره میپرسن: میگذاری پسرت بره دانشگاه؟  میگه: آره، به شرطی كه به درسش لطمه نزنه

 

لره هر روز زنگ یك كلیسا رو می‌زده و در می‌رفته. آخر پدر روحانی شاكی میشه،‌ یك روز پشت در كمین می‌كنه، تا طرف زنگ می‌زنه، ‌خرشو می‌گیره و می‌پرسه چیكار داری؟ یارو حول میشه،‌ با تتپته میگه: ببخشید،  حضرت عیسی هست؟!

 

لر رو رو میكنن رئیس صدا و سیما، بعد از دو روز بر كنارش میكنن. رفیقاش ازش می‌پرسند: چی شد؟ میگه: هیچی فقط وسط اذون آگهی پخش كردیم!!!

 

دکتره برای لره ازمایشه مدفوع مینویسه بعد ار دادن نمونه فردا به ازمایشگاه مراجعه میکنه و به او اعلام میکنن که نمونش گم شده دوباره نمونه رو میده و از شانس بدش باز میگن نمونه گم شده!!!فردا هم همین جوری میشه! بالاخره غیرتی میشه و فریاد میزنه:اینجا هم که گه خوریه!!!

 

 

لره به دختر كدخدای دهشون تجاوز میكنه. میبرنش پیش قاضی. قاضی بهش میگه: مرتیكه! چرا این كارو كردی؟ لره میگه: آقای قاضی! شب مهتو، لب اُوْ، تو بیدی نمیكردی؟! قاضی میگه: نه! لره میگه: برو گی تِ بخور





نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه 25 مرداد 1384 و ساعت 07:08 ق.ظ

سه شنبه 25 مرداد 1384

قزوین داشتن در مورد انتخابات مجلس گزارش تهیه میکردن یارو گزارشگر از یه پیرمرد بازاری میپرسه: به نظر شما با صلاحیت ترین کاندید این دوره کیه؟ حاج اقا میگه: والا بالام جان این روزا هر علف بچه ای مدعیه که کان دیده! ولی الله وکیلی هیشگی تو کل قزوین قدر این حسین اقا امپول زن کان ندیده!!!!

 

تو پلیس راه اتوبان قزوین یه کامیون رو نگه میدارن.میبینن شیشه سمت راننده بازه یه کونم ازش بیرونه!! خلاصه میرن جلو به راننده میتوپن که: مرتیکه فلان فلان شده.این چه وضع افتضاحیه!!! قزوینیه با تعجب میگه: کدام وضع بالام جان؟! مامورا شاکی میشن میگن خودتو به نفهمی نزن.این چیه از شیشه اومده بیرون؟!! قزوینیه میگه: شما هم منو ترسوندین! بالام جان این کان بچست!! گذاشتم تو راه تگری بشه بره قزوین بزنم!!!!!!!

 

یه قزوینیه داشته با بچش گرگم به هوا بازی میكرده، یهو جَو میگیردش بچشو میخوره!!

 

یك روز یك قزوینی میره ویدیو كلوپ و سی دی سوپر كرایه میكنه. فردا سی دی را پس میاره ولی سی دی پاره پاره بود.

فیلمیه: آقا سی دی خوب بود.

قزوینیه:آره ولی سوراخش كوچیك بود!!!

 

یه تهرانیه میره قزوین خونه دوستش . تا میاد زنگ خونه را بزنه .کار طرفو میسازنن!!!!!!!!!!!! باز تا میاد زنگ بزنه همین اتفاق میافته . چند بار این اتفاق میفته . عصبی میشه میاد از کوچه بیرون . میبینه اسم کوچه را نوشتن  کوچه شهید دست غیب!!!!





نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه 25 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ

سه شنبه 25 مرداد 1384
عربه زنشو برای زایمان برده بوده بیمارستان.بعد ار یه مدت یه پرستاره اروم میاد میگه:یه خبر بدی براتون دارم.متاسفانه بچه عقب افتادست! عربه میگه: ولک شیشتاشون از جلو افتادن هیچ گهی نشدن. بزار این هفتمی از عقب بیوفته شاید یه گهی شد!!!



یه روز مسابقه میزارن هر کی بتونه یه خر و هم بخندونه هم گریه اونو در بیاره!!هیشکی نمیتونه!!!. یه عربه میاد هم می خندوندش هم گریشو در میاره ازش میپرسن چطوری این کارو کردی؟!! میگه بهش گفتم ماله من از ماله تو بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در اوردم بهش نشون دادم گریش در اومد!!



عربه با دو تا خیار در دست میره توی یك بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولك بی زحمت این دوتا رو هم بشور!!



عربه میره داروخونه میگه: ولك هزار تا میخ داری؟! یارو میگه: ‌نه. دوباره فردا میاد میگه: ولك هزار تا میخ داری؟! باز یارو میگه: نه برادر، ‌اینجا داروخونس، میخ فروشی كه نیست! هی چند روز این اتفاق میفته، یارو با خودش میگه: بگذار برم هزار تا میخ بخرم‌،‌ یه سود حسابی بكنم. فرداش دوباره عربه میاد میگه: ولك هزار تا میخ داری؟! یارو میگه: آره، 3 تا كارتون میخ می‌گذاره جلو عربه... عربه یك نگاه می‌كنه میگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر میخ داری



یک بار عربه داشته با دوچرخش می رفته که یک دختر خیلی خوشگل میاد و میگه میشه من رو تا سر کوچه برسونی؟ عربه هم می گه باشه و دختره که یک دامن کوتاه هم پوشیده بوده، می شینه روی میله وسط دوچرخه و براه میافتند. وقتی که می رسند به مقصد، دختره واسه اینکه لج عربه رو دربیاره می گه: تازه، دلت بسوزه!! من شورت پام نبود!!!

عربه هم میگه: اه؟ دل خودت بسوزه چون دوچرخه من هم میله وسط نداشت



عربه نمی دونسته توی حجله چه كار بایدبكنه رو همین حساب عبود یه موبایل بهش میده تا با اون بتونه راهنماییش كنه . خلاصه وقتش كه می رسه عربه زنگ می زنه و می پرسه چه كار كنم ، عبود هم بهش میگه اول لختش كن بعد بیا ازش لب بگیر و بیا پایین تا برسی به سینه . اونجارو كه مالش دادی میای یك وجب پایین تر از ناف یه سوراخی هست درسته ؟ عربه هم میگه آره . میگه حالا اونی رو كه من و تو داریم و خدیجه نداره بكن تو اون سوراخ . عربه هم موبایل رو ور میداره میكنه تو اون سوراخ



به عربه میگن زن رو تشبیه كن، میگه: ولك زن مثل باغچه میمونه... صبح آبش میدی، ظهر آبش میدی، شب هم شیلنگ رو میندازی توش تا صبح آب بخوره



به یه عربه میگن با گچ جمله بساز میگه عــــــــــــــــــــــو عــــــــــــــــــــــو



نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه 25 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza